امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 10 روز سن داره
نرگسنرگس، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

امیرحسین جیگر مامان

کیک ژله ای

اینم یه نوع کیک ژله ای که دیروز پختم..... اول یک کیک پختم بعد افقی برش زدم و بینش خامه و موز و مغز گردو گذاشتم روش هم ژله تمشک       ...
20 مرداد 1393

موهات کوعشقم؟؟؟

امروز رفتی سراغ موزر و اصرار کردی که روشنش کنم و البته به موهات بزنم منم از خدا خواسته خواستم یکم مرتبش کنم که یکدفعه دیدم خرابتر کردم پس تصمیم گرفتم موهاتو بزنم خودم اصلا دوست نداشتم این کارو بکنم اما مجبور شدم بعد هم کلی به خودم غر زدم وقتی که بابا اومد و گفت قرار بوده که ببریمت آتلیه بیشتر ناراحت شدم.اما اشکالی نداره زود موهات بلند میشه و یکدست در میاد تابستون هم هست واست خوبه           ...
13 مرداد 1393

تعطیلات عید فطر

امسال یک روز قبل از عید فطر تصمیم گرفتیم بریم النگه و شش روز اونجا موندیم ایندفعه با بقیه دفعه ها خیلی فرق میکرد به من که خیییییییییییییییییییلی خوش گذشت .آخه پسرم خیلی آقاتر شده بود .خلاصه این چند روز همش بازی و تفریح و کنار رودخونه و چند روزی به کولر احتیاجی نبود خیلی معرکه بود.قربون اون ژست گرفتنت بشم من           شب قبل از رفتنمون به النگه واسه ی افطار رفتیم شاه عبدالعظیم(ع) زیارتت قبول عزیزم و کارهای پسرم...تلاش برای پوشیدن جوراب مامان...   و موفقیت .... یواشکی رفتی موزر برداشتی موهاتو کوتاه میکنی صدا...
12 مرداد 1393

بنابر سفارش دوستان.........

طرز تهیه خاگینه رولتی مغزدار مواد لازم رولت: تخم مرغ 2عدد آرد3ق.غ ماست سفت و شیرین3ق.غ بکینگ پودر1/4ق.چ وانیل شکری1/4ق.چ مواد میانی: گردو یا بادام خرد شده 2ق.غ دارچین1ق.چ پودرهل1/4ق.چ پودرشکر1ق.م مواد شربت: شکر 1پیمانه زعفران دم کرده 1ق.غ آب1/2پیمانه گلاب1/2 پیمانه شکر و آب را مخلوط کرده روی حرارت ملایم گذاشته وقتی شکر حل شد زعفران و گلاب را اضافه کرده و حرارت را خاموش کنید.این شربت را در یخچال خنک کنید.حالا تخم مرغ ها و وانیل را با همزن دستی بزنید،سپس ماست را اضافه کنیدکاملا که مخلوط شد کم کم آرد را اضافه کرده و با همزن بزنیدتا مایه کاملا یکدست و روان شود ...
4 مرداد 1393

جیگر مامان+غذاهای جدیدم در ماه رمضان

عزیز دل مامان و بابا ......یکم اعصابم خورد شده آخه دوچرخه ی قشنگت دیروز توی حیات نبود یعنی آقا دزده برده نمیدونم چجوری اما الهی دستش بشکنه من که خییییییییلی ناراحت شدم  ،اما فدای سرت عزیزم. چند روز پیش  دوتایی رفتیم خرید واست لباس خریدم و کفش تابستونی مبارکت باشه عزیزم. فدات بشم که عینک زدی خدا نکنه که عینکی بشی...           یکسری از غذاهای جدید که واسه ی ماه رمضون درست کردم و مورد استقبال همسری قرار گرفت خواستم غذاهامون امسال یکم متفاوت تر باشه خاگینه رولتی مغزدار   کوکوی قارچ   سوپ هوی...
23 تير 1393

این روزهای ما.......ماه رمضان مبارک

سلام و صدسلام به پسر عزیزم قربونت برم که داری تند تند بزرگ میشی و قد میکشی نمیدونی وقتی با دستهای کوچولوت بغلم میکنیو بوسم میکنی چه حسی دارم احساسی که حاضر نیستم با تموم دنیا عوضش کنم . بعضی وقتها برنامه ریزی میکنم که دیگه سر کار برم یا کلاس برم یا واسه ی ارشد بخونم و کلی کارهای دیگه  اما دلم نمیاد شمارو مهد بذارم ناچارم یکم دیگه صبر کنم تا شما بزرگتر بشی فعلا دربست درخدمت شما هستم .شما هم هر روز انگار اخلاقت عوض میشه.بهونه گیریهات کمتر شده و بیشتر موقعی که خوابت میاد یا گرسنه باشی یکم غرمیزنی. کم کم تلاش میکنی کلمات جدید را بگی و من و بابا حسابی ذوق زده میشیم دیگه بهمون عمه نمیگی و مامان و بابا صدامون میکنی بالاخره به آر...
8 تير 1393

یک پست طولانی+مسافرت+از شیر گرفتن پسرم

  سلام با تاخیر زیاد ببخشید پسرم دو سه هفته ای میشه که وبلاگتو آپ نکردم آخه وقت نکردم عزیزم چهاردهم این ماه که چند روز تعطیلی در پیش داشتیم یکدفعه  تصمیم گرفتیم بریم اصفهان صبح زود بیدار شدیم و راه افتادیم و مامان جان اینارو حسابی ذوق زده کردیم خلاصه وقتی اونجا رفتیم شیر خودن شما شدیدتر شده بود همش به من چسبیده بودی خدا خیرش بده مامان جان رو پیشنهاد داد شما را از شیر بگیرم و منم قبول کردم و از چسب سیاه کمک گرقتم روز اول (93/03/17 )موقع خواب کلی گریه کردی اونقدر که خودت از حال رفتی و خوابیدی طی روز هم با خاله ها سرگرمت کردیم و مامان جان کلی خوراکی واست خریده بود که با اونها مشغول بودی چندباری اومدی و قیافتو کج و کوله میکردی یع...
31 خرداد 1393

پسرم....

سلام عشق مامان جیگر مامان نفس مامان عسل مامان و........................خوبی فندقم.شبها که بابا از سر کار میاد نمیذاری بابا بشینه سریع میری توپ میاری و هی  بابا را صدا میزنی که باهات بازی کنه بیچاره بابای خسته اگه بشینه دیگ واویلا اینقدر جیغ میزنی و صداش میکنی که نگو خب پسرم عاشق فوتباله دیگه .قربونت برم که آب بازی دوست داری..هر جا یکم آب ببینی میگی آب آب و دنبال سنگ میگردی که بندازی توی آب ....       خودت میخوای از سرسره بری بالا....       اینجا بهت میگم دوچرخه ت کجاست و شما دستهاتو اینجوری میکنی و مگی نیییییییییییس....     ...
4 خرداد 1393

مهمون عزیزمون.......

این هفته ای که گذشت برام یک هفته ی خییییییییییلی خوبی بود آخه مامان گلم از اصفهان اومد پیشمون و چند روزی مهمون ما بود .پسریه مامان هم که عاشق مهمونه. مامان جان واست لواشک آورده بود حالا مگه شما بیخیالش میشدی .....       این قابلمه ی کوچولو موچولو را نگاه کن یه ذره ست اونم مامان جان واست خریده که توش واست غذا گرم کنم من که اینقدر دوستش دارم خییییییییییلی کوچولوه     با مامان جان رفتیم گردش و موقع برگشت سر از فلافل فروشی در آوردیم خریدیم و اومدیم خونه اصلا فکر نمیکردم شما اینقدر با اشتها بخوری ....       شب جمعه هم تصمیم گرف...
4 خرداد 1393